|
دلتنگ که می شوی دیگر انتظار معنا ندارد... آ نـــقـ ــدر مرا سرد کرد از خودش _ _ _ _ از عشق _ _ _ _ که حالا به جای دلبستن یخ بسته ام آهای !!!!!!! روی احساسم پا نگذار یـ ــــــ ـــد _ _ _ _ لیز میخورید گردنم درد می کند... ولی باز جای خالیت حس می شود......... به سلامتی عشقی که من سکوت خویش را گم کرده ام....
چه خوش خیال است..
فاصله را می گویم... به خیالش تو را از من دور کرده نمی داند! جای تو امن است اینجا... در میان این دل
من یک زنم حوای تو! در این هیاهو... آدم کجایی؟! که دلم تنها ترین است...
" دوستی " چقدر می ارزه؟ قدر یک کوه طلا ؟ یا که سنگی سر راه ؟ چه تفاوتی دارد ! کاش هر قدر که هست ، از ته دل باشد ... !!
تو به من خندیدی ونمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز.... سالهاست که در گوش من آرام آرام.... خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا؟ خانه ی کوچک ما سیب نداشت....
پرسیدند دوستش داری؟ گفتم: دنیای من است... گفتند دوست داره؟! گفتم تنها سوال من است....؟! دوست جوونیا برین ادامه مطلب چیزای خوشمل دارماااااااااااا
اجازه هست که تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟ روزی صد دفعه بگم که میمیرم برات ؟ اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی ؟
هیچ انتظاری از کسی ندارم...
این نشانه قدرت من نیست؟! مساله... خستگی از اعتمادهای شکسته است! از یه جایی به بعد آدم دوست نداره همه چیز درست بشه دوست داره همه چیز تموم بشه... تا بتونه یه نفس راحت بکشه...
بعضي حرفا رو نميشه گفت ...بايد خورد ولي بعضي حرفا رو نه مي شه گفت !نه ميشه خورد !مي مونه سر دل ...ميشه دل تنگی !ميشه بغض !ميشه سکوت !ميشه همون وقتي که خودتم نميدوني چه مرگته
چـرا آدمـا نمی دونن بعضـــی وقت هـا هیچگاه پیدا نمی شود اجساد آنانکه ادعا می کنند برایمان "میمیرند"... وقتی یکی بهت گفت دوست دارم برو جلو بغلش کن و آروم تو گوشش بگو: خفه میشی... یا خفت کنم؟!؟!
رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی , باید مردونه پاش وایستی ... هــرگــاه صـدای جـدیـدیــ سـلام مـی کنـد ولی من دادم ... حالا بازم یه خداحافظی دیگه... وتو پاسخ دادی: هرگز... هرگز پاسخی سخت و درشت و مرا حسرت این هرگز کشت... برای تو
لطفا واسش دعا کنید... عاشقم... عاشق آن "میم " که می آید آخر "عزیز" و مرا مال تو می کند.... تو را دوست می دارم نمی دانم چرا؟! شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من حد ومرزی برای دوست داشتن نمی شناسد برای دیدن من دلت را دیده کن دیدی که تنهایم؟! به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که ..... عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!! خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود
بر تعصب های خود یک عمر عادت می کنیم هر نمازی با خودش تجدید بیعت کرده و ساعتی دیگر به او راحت خیانت میکنیم ما که مغروریم از اینکه مسلمان زاده ایم با طلبکاری تقاضای شفاعت می کنیم...
من سرم توی کار خودم بود
هنگامیکه متولد شدم به قدری متعجب شدم که یک سال و نیم حرف نزدم !
یعنی میشه منم بزرگ بشم ، عاشق بشم!!!
عاشقش بودم عاشقم نبود تا کی چراغ به دست دنبال خاطره هایت بدوم عشقم
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض حرف از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها یک طرف پنجره ها در همه آوازها حرف آخر زیباست آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست چقدر این لحظه ها که حواست نیست....نفس گیره.... با تو میشه با یه خیال راحت عاشقی کرد.........
سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست
دل واپسی من از نیامدنت نیست..... نمی خواهم برگردی دوست جوووونیا امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر یادتون نره ها می بوسمتون
دوستی بهم گفت: برای داشتن کسی که تا حالا نداشتی کسی باش که تا به حال نبودی....
باز باران ٬ با ترانه میخورد بر بام خانه خانه ام کو ؟ خانه ات کو ؟ آن دل دیوانه ات کو ؟ *** یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین ؟ پس چه شد دیگر ٬ کجا رفت ؟ خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو ٬ آرزو هست ؟ *** باز باران ٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬ بی بهانه شایدم ٬ گم کرده خانه...
دوست دارم یک شبه هفتاد سال پیر شوم در کنا خیابانی بایستم و... تو مرا بی آنکه بشناسی از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی... هفتاد سال پیر شدن یک شبه به حس گرمی دست های تو هنگامی که مرا عبور می دهی بی آنکه بشناسی ام می ارزد...
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يادته گريه ميکردم که تورو خدا نرو؟ يادته داد ميزدم راهي جاده ها نشو؟ يادته بهت ميگفتم تو بري تموم ميشم؟ يادته با خنده گفتي بيخيال ميخوام برم؟ يادته عشقمونو سپردي دست انتقام؟ يادته روزي رو که گفتي نميموني باهام؟ يادته ساده گذشتي از منو شباي من؟ يادته رفتي و کشتي همه لحظه هاي من؟ يادته وقتي ميرفتي زير بارون و تگرگ؟ يادته گفتي تمومه ديگه روزاي قشنگ؟ يادته سوختم و ساختم تا که از دست ندمت؟ يادته پس زدي دستمو تو وقت رفتنت؟ يادته راضي بودم بميرم از پيشم نري؟ يادته قسم ميدادم منو از ياد نبري؟ يادته گفتم عزيزم هرچي تو بگي همون؟ يادته منو فروختي به نگاه ديگرون؟ یادته اثر نداشت هرچي قسم دادم بهت؟ يادته گذشتم از آرزوهام به خاطرت؟ يادته پشتتو کردي به تموم خاطرات؟ يادته لحظه اي رو که افتادم به دست و پات؟ تو شايد يادت نياد من ولي اما يادمه که از اون روزي که رفتي تنها مونسم غمه تو شايد يادت نياد من ولي اما يادمه برو خوش باش بي وفايي تو نميگم به همه... قطار می رود …. تو می روی ….. تمام ایستگاه می رود ………… ساعت هم مثل ضربان قلبم با رفتنت از کار افتاد...
سلام دوستان مرسی از اینکه تو این مدت که نبودم فراموشم نکردید دوست جووووونیا برید ادامه مطلب ببینید واستون چی دارم
آرزوی با تو بودن را با اشک هایم درمیان گذاشتم
خندیدند! دلم شکست... کاش بودی! به واژگانت سخت نیازمندم!!
باز گفتــــــم تنــــها ؟!
پوزشم را بپذيـــــــر ... دــــــــــير وقتيـــــــست که ديگر گله ام را به شب و پنجره و اين همه باران نکنم ... ديــــــــــر وقتيـــــــــست که هر شب دل تو مي گيرد ... چشم من با غم تو همدرد است... چه بگويــــــــم : تنــــــها ؟؟ بـــــــاز هم نا شکري؟؟؟... گر چه جسمم بي توست روح من گرمي دستـــــان تو را حس کرده است... و صدايي آرام ... اين همه آرامش در صداي تو و من باز بگويم:تنــــــها؟؟!! روح من تنـــــــها نيست ... روح من خسته اين دوريهاســـــــت روح من خسته ز هر ترديدي ســــــت آســــــــــــــمان ابري و.......... تـــــــو اينجايــــــــــي... بدون هیچ انتظاری از دنیا. و بدان: روزی رسد که دنیا آنقدر شرمنده خواهد شد که با هر ساز تو می رقصد. :.چارلی چاپلین.:
نفهمیدیم چرا نبودن بعضی از آدمها که از قضا غریبه هم هستند اینقدر دلتنگمان می کند . دلتنگی این روزا
فقط یه وداع کم داشت که اونم از راه رسید.
عشق بچه ها محبته دوست داشتنشون واقعیه تپیدن قلب برای دوست بچه ها بهترین فرشته های روی زمین هستند قابل توجه اونایی که دنبال فرشته می گردن توی این روزگار اونم توی آدم بزرگا... این حرفا دوری شیرین و فرهاد بوده و هست ... یکی بود یکی نبود زیر این سقف کبود یه غریب آشنا دل و جون منو ربود اینجوری نگام نکن گل یاس مهربون اون غریبه خودتی همیشه باهام بمون!!! گرچه سکوت بلندترين فرياد عالم است
ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد ، عزيز دلم کمي با من حرف بزن دستانت را به دستانم بسپار گل من بگذار با هم باشیــــــــــــــــم
ادعای عشق کرده ایم و فراموش کرده ایم رنگ چشمان مادرمان را... دوست دارم مامی و.... می بوسمت
هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا / چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا
در پهنه دشت رهنوردی پیداست. وندر پی آن قافله گردی پیداست. فریاد زدم :دوباره دیداری هست؟ در چشم ستاره اشک سردی پیداست... بازم پیشم بیا... با یه شاخ گل... فقط یه نگاه... |
About![]()
Home
|